الشيخ رسول جعفريان

297

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

شما در آغاز به وسيلهء ما اهل بيت هدايت شديد و سر انجام كار شما نيز با ما پايان مىپذيرد . زمانى كه هشام به مدينه آمد ، امام در ضمن سخنانى فرمود : الحمد للّه الذي بعث محمد بالحقّ نبيا و أكرمنا به ، فنحن صفوة الله على خلقه و خيرته على عباده و خلفاءه ، فالسعيد من اتّبعنا و الشّقى من عادانا و خالفنا ، « 1 » سپاس خدايى را كه حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله را به پيامبرى برگزيد و ما را بوسيلهء او مورد احترام و تكريم قرار داد . پس ما برگزيدگان خدا از ميان مخلوقات او و خلفاى منصوب از جانب او هستيم ، خوشبخت كسى است كه از ما پيروى كند و بدبخت كسى است كه ما را دشمن داشته و با ما مخالفت كند . امام به عنوان نمايندهء اين مكتب در مناظرات خود با ديگران مىكوشيدند تا نظرهاى فقهى اهل بيت را اشاعه داده و در عين حال موارد انحراف اهل سنت را مشخص كرده و به مردم بنمايانند . امام حتى از نظر بزرگترين علماى عصر خويش به عنوان ميزان تشخيص صحيح از سقيم شناخته شده بود و فراوان پيش مىآمد كه آنان عقايد خود را پيش آن حضرت عرضه مىكردند تا به صحّت و سقم آن واقف شوند . ابو زهره پس از نقل يكى از جلسات مناظره ابو حنيفه با امام ، چنين مىنويسد : و من هذا الخبر تبين امامة الباقر للعلماء يحضرون اليه و يحاسبهم على ما يبلغه عنهم او يبدر منهم و كأنّه الرئيس يحاكم مرءوسيه ليحملهم على الجادة و هم يقبلون طائعين تلك الرئاسة . « 2 » از اين خبر ، امامت باقر عليه السّلام براى علما روشن مىشود . آنها پيش آن حضرت حاضر مىشدند ، حضرت عقايد و نظرات ايشان را نقد مىكرد . گويا آن حضرت رئيسى بود كه به زير دستانش حاكم بود ، تا آنان را به شاهراه هدايت رهنمود شود و علماى آن عصر به رياست او گردن نهاده و از او اطاعت مىكردند . يك بار عبد الله بن معمر ( عمير ) ليثى نزد امام باقر عليه السّلام آمد و پرسيد : آيا اين كه

--> ( 1 ) . دلائل الامامه ، ص 104 ؛ بحار الانوار ، ج 46 ، ص 306 ( 2 ) . الامام الصادق عليه السّلام ، ص 24